همیشه دلیل دوست داشتنت را می خواستی؟ ولی من دلیلی نداشتم! دلی داشتم ساده و بی ریا اما عاشق؛ که بی شمار دوستت داشت. ... پس به جرم این دوست داشتن؛ دلم را آزردی، گریاندی و شکستی و من به حرمت عشق آنرا بی منت به تو بخشیدم و بی هراس به زیر پایت انداختم راستی دلم را دیدی؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 20:58 توسط negar
|
نگار15ساله. مهربانیم را چنان گریاندندکه بوی نا گرفت....نامهربان گشتم....